خرید بک لینک
اوضاع لویی حسابی به هم ریختن وفرانسیس به مری می گه که نمی تونه براش کاری بکنه و پیداش کنن اعدامه. لویی با مری به وسیله ی یک نامه قرار می گذاره . مری می ره باهاش خداحافظی می کنه و بعد بهش یک نامه می ده که در پوشش دباغ دربار بتونه فرار کنه. اما یکی از

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:02

کاترین به شدت عاشق نارسیس شده و به عنوان هدیه اسبی که نارسیس گم کرده بوده را  بهش می ده. کنا عاشق یکی از فرمانده ها به نام رینود شده و رینود یک پسر داره که دست انگلیسی ها اسیره و نگرانه پسرشه. توی جنگل افراد لویی، رینود را گیر می اندازن و بهش می

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:02

یک عده از زن های بد به دستور مری و گریر کنار مردان سپاه لویی می رن و صبح روز بعد شایعه می کنن که طاعون امده که بعد مشخص می شه دروغه. مری به دروغ به لویی می گه که فرانسیس توی قصرش توپ های جنگی داره و لویی مجبور می شه تا امدن سلاح ها صبر کنه که مری داخ

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:02

یک عده بچه را در کلیسا گروگان می گیرن و فرانسیس و بش سعی در نجات شون دارن. بیشتر ارتش به اسکاتلند رفتن. لویی برای یک مدت مری را ترک می کنه اما برمی گرده. نارسیس با کاترین خیلی صمیمی شده و طبق دستور نارسیس لباس افراد لویی را تن شورشیان می کنن. بش با د

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: چهارشنبه 27 ارديبهشت 1396 ساعت: 16:28

مری یک نامه نوشته که به دنبال یک اسکله ی امن برای فرار به اسکاتلند بوده. فردی که پیک این نامه بوده کشته می شه و مری نگرانه که به فرار و خیانت محکوم بشه وباید زودتر فرار کنه. نامه به دست نارسیس می رسه و اون هم به دست کاترین می رسونه. کاترین می گه من ن

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:55

مادر مری برای خاکسپاری برادرش به فرانسه می اد. توی نوشیدنی اش چیزی می ریزه که لولا می رسه. مادر مری با لولا قاطی می کنه که تو ندیمه ی دخترم بودی و با شوهرش بهش خیانت کردی. بعد از رفتن مادر مری، لولا نوشیدنی را سر می کشه و حسابی قاطی می کنه. فرانسیس م

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:59

خواهران سورال یعنى هانده و بنسو مهمان بیاز شو بودند. برن سات در جوایز دانشگاه اُکتاى شرکت کرد.   قسمت هاى ٨ و ٩ سریال فى ، جمعه ٢٩ اردیبهشت به اینترنت مى آید. "زیر پای مادر" نام قطعی مجموعه "لبخندرخساره" بعد از "دیباجی" شد/این مجموعه پس از چندب

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:59

در این قسمت ها کاترین روی دست هاش و بدنش یک سری لک می بینه که فکر میکنن بیماری سفلیس است و کاترین از شوهرش گرفته. نارسیس به کاترین می گه که شاید واقعا تو به یک وسیله ی سمی دست زدی که کاترین می فهمه که انجیل شوهرش سمی شده بوده و حتی جنون شوهرش هم به خ

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:45

مرت صحبت های رییس یوسف و سارپ را می شنوه و می گه پس تو پلیس هستی. اول می خواد به بابا جلال لوش بده بعد فکر می کنه که چه بلایی ممکنه سر ایلم و مادر سارپ بیاد و دست نگه می داره و از طرفی می ره خونه ی سارپ که می شنوه سارپ داره با یوسف صحبت می کنه و می گ

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:45

جرم بابای امیر ثابت می شه و به زندان می برنش. باباش به امیر می گه همه چیز را به گردن من بنداز و خودت و خواهرت را نجات بده. امیر می گه باز هم اتویی داری که من نمی دونم که باباش می گه بله فردی به اسم خلیل بوده که مسئول حمل و نقل شرکت است و ذغال سنگ و ر

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:40

خلاصه سه قسمت پایانی قبل از خلاصه این سه قسمت بد نیست به موارد مهمی که فکر می کنم در خلاصه های قبلی جا مونده بود اشاره کنم رعنا خواهر هالوک با مادر واقعی ساواش دوست بود وقتی مادر ساواش ازدواج می کنه رعنا هم عاشق بابای ساواش میشه و با هم رابطه برقرار

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:40

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:40

سارپ و مرت وجلال با هم قدرت را دوره کردن که بکشنش. سوار ماشینش می کنن که پلیس می رسه و قدرت را بازداشت می کنه. توی زندان جلال از هرکی می خواد نمی تونه قدرت را بکشه. الیاناک یک اتاق پر از پول قدرت را پیدا کرده و با پول ها داره حال می کنه. سارپ می ره خ

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:01

کاردینال ها معتقد هستند که هر کس علامت شوالیه های تاریکی را روی بدنش داره خیانت کاره. لویی هم یکی از این علامت ها را داره و یکی از زنها که با لویی بوده خبرمی ده به کاردینال ها. مری به فرانسیس می گه می خوام یک مدت تنها باشم و می خوام به یک قصر دیگه بر

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:22

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:22

جنگ بین پروتستان و کاتولیک شدت گرفته و مری پیشنهاد می کنه که لوییس با کلود خواهر فرانسیس ازدواج کنه که این ازدواج به نظر کاترین خوب نیست اما فرانسیس موافقت می کنه. لوییس هم به خاطر مری موافقت می کنه و می ره مخ کلود را می زنه تا کلود قبول کنه. از طرفی

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:46

رابطه ی مری و فرانسیس رو به وخامت رفته و مری به فرانسیس می گه که من به خاطر مردم فرانسه به اسکاتلند نمی روم حتی اگر تو بخوای من را برگردونی و ازدواجمون را خراب کنی. فرانسیس خیلی ناراحته و بش هم متوجه این امر می شه که فرانسیس برای نجات مری این حرف ها

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 9:23

یکی از افراد امیر به دست هاکان تیر می زنه و امیر می ره نیهان را نجات می ده. نیهان هی تقلا می کنه بره تو و کمال را بکشه بیرون که هاکان کمال را می اره بیرون. مرجان می ره امیر را دستگیر می کنه. دیالوگ های مرجان و امیر خیلی بامزه است. امیر به مرجان می گه

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: جمعه 15 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:19

لرد نارسیس همچنان فرانسیس را تهدید می کنه  واین بار یک لایحه اورده که توش نوشته که همه باید مذهبشون را به پادشاه اعلام کنن و به این ترتیب بسیاری از پروتستان ها می میرن. مری می خواد جلوی امضای این قرارداد ر ابگیره و می ره پیش لوییس و این باعث می

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: جمعه 15 ارديبهشت 1396 ساعت: 8:13

در این قسمت ها به دعوای پروتستان ها و کاتولیک ها پرداخت. نامزد گریر هم جز پروتستان ها شده بود که کاتولیک ها ریختند و یکی بچه نوجوان که خواهر زاده لویس بود را کشتن. لیث به گریر می گه که شوهرت داره یک چیزی ازت پنهان می کنه قبل از ازدواج بپرس که نامزدش می گه که من پیرو فرقه پروتستان شدم. فرداش روز عروسی است که گریر دیر می ره به محراب اما بالاخره بله را می گه و با دوک ازدواج می کنه. کنا یک دفترچه راجع

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: پنجشنبه 14 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:40

همه جا را طاعون فراگرفته . فرانسیس می ره و با بدبختی لولا را پیدا می کنه لولا و فرزند پسرش زنده هستن. یکی از عموزاده های فرانسیس وارد داستان می شه و به اون کمک می کنه که به قصر برگرده. در این میان یکی از اشراف زاده ها به نام ادوارد از مری درخواست می کنه که در ازای گرفتن اذوقه برای دربار دشمنش را بکشه که مری مخالفت می کنه و به نوستراداموس می گه که یک چیزی به کاترین بده که علائم شبیه به طاعون داشته

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: دوشنبه 11 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:44

ملک از شنیدن این خبر که سارپ و مرت برادر هستند شوکه می شه که جوشکون می زنه توی سرش و در می ره. ملک به مادر سارپ زنگ می زنه و می گه که من پسرت امید را پیدا کردم و می ام برات رو در رو تعریف می کنه که مادرش هم به سارپ می گه و سارپ مشتاقانه منتظر ملک است. ملک می ره دیدن جلال و حسابی باهاش قاطی می کنه که چرا مرت را از خانواده اش جدا کرده و انقدر سختی بهش داده. بعد ازرفتن ملک ، جلال به داود دستور می ده

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: دوشنبه 11 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:44

دوستان بالاخره طلسم شکست و من موفق شدم قسمت اخر این سریال را ببینم. تکین برای داهان شرط می گذاره که یا پسرت و یا نامزدت و عشقت سلوی. ظاهرا تکین عاشق سلوی شده  ویک عکس بزرگ از سلوی داشت توی اتاقش و برای این کار تکین سه روز به داهان وقت می ده و داهان با سلوی و پسرش می ره و مادر و خواهرش با دیدن بچه ی داهان شوکه می شن. مادر داهان به سلوی یک حلقه می ده و می گه که داهان خیلی کشش می ده و تو ازش خوا

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: دوشنبه 11 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:44

لرد نارسیس که مری دستور قتل پسرش را داده بود همچنان اخلال گری می کنه و نمی گذاره برای فرانسه گندم بیاد و همش امروز و فردا می کنه و هرکس هم می خواد به مردم گندم بده تهدید می کنه و نمی گذاره. در این میان نماینده المان که برای تاج گذاری امده می گه به شرطی به شما گندم می دم که پروتستان های زندانی را ازاد کنید. فرانسیس قبول نمی کنه ولی مری پنهانی ادرس محل زندانی ها را می ده که المان ها می رن اما زندانی

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: دوشنبه 11 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:44

خلاصه قسمت66سریال #karasevda  نوشته هانیه پارت اول نیهان و کمال توخونه هستن و نیهان میگه باید صبر کنیم تا چایی دم بکشه ولی برا بغل کردن نیازی به صبر نیست. کمال:من اجازه نمیدم کسی مارو از هم جدا کنه. که در خونه رو میزنن و درو باز میکنن میبینن پلیسه و به نیهان میگن بخاطر به خطر انداختن جون ادما شمادستگیری. کمال:این یه نقشش امکان نداره. نیهان میگه جلو بچه اینکارو نکنید بچه میترسه. ولی ملیس گوش ن

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:28

لولا با لرد ازدواج می کنه ولی به نظر می رسه که لرد همش به فکر پول لولا است چون همش منتظر جهیزه ی لولا است و لولا به نماینده ی پدرش می گه فعلا صبر کنه و چیزی به نام شوهرش نکنه. از طرفی کاردینال ها امدن تا با شاه هنری صحبت کنن و شاه هنری هم که کلا قاطی کرده مری و فرانسیس می رن و با کاردینال صحبت می کنن و نمی گذارن به دیدن شاه بره. ملکه کاترین حسابی از دست پنه لوپه به ستوه امده و به کنا که هنری همش ا

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:40

مری برای کمک به مادرش ترتیبی می ده که یکی از افرادش ملکه کاترین را بدزده و در این میان از دختر عموی کاترین باج بگیرن و کاترین مجبور بشه جای طلاهایی که پنهان کرده را بگه و برای این کار سردختر عموی کاترین را براش می برن و کاترین جای طلاها را می گه و مری به مادرش کمک می کنه تا فرار کنه و بره. در جنگ فرانسیس توسط لیث همون پسر اشپز دوست گریر نجات پیدا می کنه و بهش قول مقام و زمین می ده و می گه وقتی برگ

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:40

هنری حسابی قاطی کرده و می خواد فرانسیس را بکشه. یک جشن ترتیب داده و می خواد توی بشقاب فرانسیس زهر بریزه. از طرفی مری را مجبور می کنه که باهاش به ضیافت بره. یک عده از سربازان پیروز در جنگ درون دو کشتی هستند که یکی از این کشتی ها منفجر می شه و فرانسیس می فهمه که دیگه واقعا کار پدرش تموم . هنری کنار مری نشسته و با دستش که روی پای مری می زاره اون را ازار می ده. این امر از چشم کاترین دور نمی مونه و کات

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:40

یک پیغام از زندان برای لینک می اد و می گه باید شیخ روشنایی را پیدا کنی . دختر مسلمانی که همراه لینگ است برای خروج از کشور به پول نیاز دارد و لینک می گه اگر به ما کمک کنی بهت پول می دم. دختر نامه ی مایکل را رمز گشایی می کنه و متوجه یک شماره تلفن می شه . زنگ می زنه و متوجه می شه منظور از شیخ روشنایی مسئول برق اون شهر است. می رن اون را پیدا کنن و اون مرد در بخشی است که شورشی ها هستند. خلاصه لینک و دو

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:40

خلاصه قسمت65سریال #karasevda  زینب به برادرش زنگ زد وقتی دید در دسترس نیس تعقیبش کرد بعد تارک میبینتش میگه از اینجا برو زینب میگه اینکارو نکن تارک میگه میخوام همرو راحت کنم من دیگه تموم شدم زینب میگه ب من نگاه کن ب خانوادت فکر کن. امیر میخواست حرف بزنه تارک میگه تو ساکت شو تیر میزنه. نیهان به ک

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: جمعه 1 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:15

صفحه بندی